این … ها

12 ژوئن 2011

گاهی وقتا از دیدن بعضی آدما حالت بهم میخوره

انگار باطن کثیفشون پس چهره تمیز و موجهشون داد میزنه


قصه ما

30 مه 2011

بالا رفتیم ماست بود
پایین اومدیم دوغ بود
گور بابای قصه ما که معلوم نشد آخرش چی بود


انگار نه انگار

30 مه 2011

باورش هم سخت است، چه برسد به پذیرفتنش


مرهم

22 مه 2011

گاهی وقتا دیگه یه جاهایی از شهرُ نمیخوای بری و دیگه نمیری

اما، میری سینما فیلم ببینی، همونجاها رو نشونت میده!


شیخُنا

21 مه 2011

لازم نیس فک کنی که بدونی یه نفرُ دوس داری یا نه! احساس کن!!!


استدلال استنتاجی

15 مه 2011

قلبی که (تند) می زند، پس هست!


لب دریا

13 مه 2011

جایی که دیگه بت زنگ نمی زنم…


یه نکته دیگه!

9 مه 2011

آرشیو نگه داشتن ( میخواد از یاهو چت باشه، یا اس ام اس یا ایمیل یا هر وسیله ارتباطی دیگه ) به هیچ دردی نمی خوره مگه آتو گرفتن ( طرفین از همدیگه یا یه نفر دیگه از یکی از طرفین یا از هردو ) یا در حالت خوشبینانه و امن، دیدن مجدد در آینده و سر را به دیوار کوبیدن، بغض کردن و یا، کوفت به توچه اصلاً؟!


یه نکته!

6 مه 2011

اگه یه درصد فک می کنی رابطه موندگار نیس، واسش ادوکلن بخر، یه چیز بخر که تموم شه، خراب شه،… که اگه این کارو نکنی، اگه بمونه، و تو هم دلت نیاد کاریش کنی، بعداً هی خاطره س که  رژه میره جلو چشمت


الهی نامه

2 مه 2011

خدایا، آدرس پیج فیسبوکتو بده، قول میدم فقط لایکش کنم…

به سبک گارسیا در خرپ خرپ های مغز یه چپ دست


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.