بالا رفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود گور بابای قصه ما که معلوم نشد آخرش چی بود
این ورودی در دوشنبه، 30 مه 2011 در 3:14 ب.ظ. و تحت دستههای مینیمال فرستاده شده. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید. شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
قصه خودته،آخرشم خودت بنویس .
گیرم که منم بنویسم، چه تضمینی هست همون بشه؟
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهٔ رایانامه آگاه کن.
مرا در مورد نوشتههای تازه به وسیلهٔ رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
قصه خودته،آخرشم خودت بنویس .
گیرم که منم بنویسم، چه تضمینی هست همون بشه؟