قلبی که (تند) می زند، پس هست!
این ورودی در یکشنبه، 15 مه 2011 در 2:12 ب.ظ. و تحت دستههای مینیمال فرستاده شده. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید. شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
پس (چیزی) هست!
فقط بخاطر این دو تا «هست»، یاد این شعره افتادم: گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
پس (کاری) هست!
پس هست!
قلبی که (تند) می زند،پس (زود) می شکند.
فلبی که (زود) می شکند، پس …؟
باید (بیشتر) مراقبش بود.
(کاملاً) درسته
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهٔ رایانامه آگاه کن.
مرا در مورد نوشتههای تازه به وسیلهٔ رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
پس (چیزی) هست!
فقط بخاطر این دو تا «هست»، یاد این شعره افتادم:
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
پس (کاری) هست!
پس هست!
قلبی که (تند) می زند،پس (زود) می شکند.
فلبی که (زود) می شکند، پس …؟
باید (بیشتر) مراقبش بود.
(کاملاً) درسته